خواجه نصير الدين الطوسي
86
آغاز و انجام ( فارسي )
عالم جليل محمد دهدار را در رسالهء قضا و قدر در بيان امور نهم و دهم و يازدهم بيانى رسا است كه : « از جمله ضروريات دانستن اين است كه هر فعلى و عملى صورتى دارد در عالم برزخ كه آن فعل بر آن صورت بر فاعلش ظاهر مىشود بعد از انتقال او به عالم برزخ و جزا همين است كه « انما هى أعمالكم ترد عليكم » ، و جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ، « و الناس مجزيون باعمالهم » . و نيز بايد دانست كه علم انسان مشخص روح است و عملش مشخص بدن او در نشأهء أخروى پس هر كه به صورت علم و عمل در نشأهء أخروى بر انگيخته مىشود چنانچه در اخبار و آثار وارد است بسبب خصوصيت خود كه او آنست هر جا كه باشد . و سر آن آنست كه به موجب كريمهء وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً هر چيزى در وجود خود اطوار دارد و هر طورى حكمى و صورتى دارد ، مثلا انگور را چون در خم كنى در اول حال جوش مىزند و تلخ مىشود و مسكر و در اين حال حكمش حرمت است و نجس است و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخيش زايل مىگردد و در اينجا حكمش حليت است و طهارت . » به بيان واضحتر گوييم : علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند چنان كه در علم ادب هر دو از يك باب و از يك مادهاند . نفس انسانى به پذيرفتن علم و عمل توسع و اشتداد وجودى مىيابد و گوهرى نورانى مىگردد ، هر نيكبختى كه بهرهء او از آنها بيشتر است بر حسب وجود انسانتر است و وزن انسانى او فزونتر است . علم سازنده و مشخص روح انسانى ، و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى در نشئات أخروى است . و انسان از آن حيث كه انسان است خوراك او علم نافع و عمل صالح است . و هر كس به صورت علم و عمل خود در نشئات أخروى برانگيخته مىشود چه اينكه روح غير از بدن